ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
4
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
فرمايد . سپس امام ( ع ) سخن را با اندرزهايى شايسته وسفارشهايى خير خواهانه در - بارهء رهايى از دنيا ادامه داده وبا بيان معايب آن به شرح زير مردم را از آن پرهيز داده است : 1 - اين كه دنيا را در همه أحوال ترك كنند هر چند رهايى ودورى جستن از آن را دوست نداشته باشند ، اين بىشك از بزرگترين مصلحتهاست كه انسان محبوبى را كه ناگزير از أو جدا خواهد شد به تدريج رها كند ، ونفس خويش را بدين امر رام سازد زيرا اگر اين كار را نكند ، ويك باره از أو جدا شود ، با ريشه دوانيدن مهر آن در ژرفاى جانش ، همچون كسى خواهد بود كه از معشوقش به دور افتاده ، ودر جايى تاريك وظلمانى در آمده باشد . 2 - دنيا بدنها را مىپوساند اگر چه مردم دوست دارند بدنهايشان تازه وشاداب باشد ، اين پوسيدگى بدن در دنيا به سبب بيمارى وپيرى است وسزاوار است از هر چه آزار مىرساند دورى شود ، نه اين كه دوستدار اصلاح آن باشد ، سپس با ذكر تمثيلى از زندگانى مردم در دنيا به بيان خود ادامه داده آنان را به مسافران ودنيا را به راهى كه در آن حركت مىكنند تشبيه كرده وفرموده است اينها به كساني مىمانند كه اين راه را پيموده باشند ، در اين تشبيه ، مردم از نظر سرعت حركت ونزديكى آنها به ديار آخرت ، وگذراندن دوران عمر مشبّه ، وآن كه راه را طي كرده مشبّه به است ، يعنى در سرعت سير خود شبيه كسى هستند كه آن راه را به آخر رسانده باشد . سپس چون هر راهى ناگزير غايت ونهايتى دارد كه مقصود سالك است ، لذا كسى كه در پى مقصدى در راهى روان است به سبب نزديك شدن أو به مقصد همانند كسى است كه به آن رسيده است ، واين هشدارى است در باره مرگ ومراحل پس از آن وناچيز شمردن ايّام زندگى وزيست در دنيا واين معنا را با اين سخن خود تأكيد مىفرمايد كه : چه بسا روندهاى كه با شتاب تمام مركب مىراند تا به مقصد برسد ، وجمله أن يجرى إليها به معناى إجرائه إليها بسير سريع مىباشد يعنى راندن آن با شتاب تمام . ودر